همزمان با ورود جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران به هفتمین ماه خود، دبیرکل ناتو جزئیات تازهای از پشتیبانی لجستیکی این نهاد از تجاوز نظامی علیه ایران را افشا کرده و مدعی شده است که بدون حضور ناتو؛ عملیات موسوم به «خشم حماسی» ترامپ ممکن نبود. این اظهارات در حالی مطرح شده و مورد تاکید قرار میگیرند که دولتهای اروپایی از آغاز جنگ مدعی بودند که مشارکتی در آن ندارند. این اعتراف دبیر کل ناتو با واکنش تهران هم در سخنان مقامات دستگاه دیپلماسی و هم در تعقیب حقوقی در سازمان ملل مواجه شده است.
[جنگ ایران و آزمون اروپا؛ وابستگی امنیتی چگونه استقلال سیاسی را محدود کرد؟]
اعتراف روته: بدون اروپا جنگ آمریکا علیه ایران غیرممکن بود
«مارک روته» روز چهارشنبه ۲۳ سپتامبر (اول مهر) با اشاره به عملیات موسوم به «خشم حماسی» گفت از ۲۸ فوریه سال جاری، حدود ۵ هزار هواپیما از پایگاههای اروپایی در حمایت از جنگ علیه ایران به پرواز درآمدهاند. روته با اشاره به نقش زیرساختهای نظامی اروپا در عملیات آمریکا گفت: میتوان استدلال کرد که اجرای این عملیات بدون استفاده از اروپا بهعنوان سکوی نمایش و انتقال قدرت برای ایالات متحده، بسیار دشوار یا عملاً غیرممکن بود. این اظهارات نخستین بار نیست که از زبان دبیرکل ناتو شنیده میشود، وی، تیر و مرداد سال جاری هم در گفتوگوها و اظهارات مختلفی همراهی اروپا با آمریکا را در تجاوز نظامی علیه ایران تایید کرده و حتی جزئیاتی را از مشارکت کشورهایی چون ایتالیا در تامین لجستیکی نیازهای جنگی آمریکا اعلام کرده بود.
«علی بیگدلی» تحلیلگر مسائل اروپا در گفتوگو با ایرنا معتقد است که «گرچه از بُعد حقوقی و بر اساس بند پنجم منشور ناتو، در صورت حمله به کشوری که عضو این گروه است، همه اعضا موظف به حمایت از آن هستند و این مبنای حقوقی است که به آن استناد میکنند، اما واقعیت آن است که ترامپ روابط بسیار نزدیکی با دبیرکل ناتو دارد. انتخاب دبیرکل با رأی اعضا صورت میگیرد اما معمولاً به دلیل اینکه آمریکا بیشترین سهم را در تأمین هزینههای ناتو بر عهده دارد، دبیرکل تحت نفوذ رئیسجمهور آمریکا هستند».
اعتراف دبیرکل ناتو به مشارکت در جنگ علیه ایران، با واکنش تهران مواجه شد. در همین زمینه «سیدعباس عراقچی» درباره دیدار با «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و دیگر مقامات اروپایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «(در این دیدارها) درباره پیامدهای شدید و بلندمدت «تسهیل و حمایت از جنایات جنگی اسرائیل و آمریکا» چه در غزه و چه در ایران، هشدار دادم و فارغ از این خطای بزرگ، دبیرکل ناتو باید تا امروز دریافته باشد که سر فرود آوردن در برابر یک زورگو، هرگز او را راضی نمیکند.»
«کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه این اعتراف دبیرکل ناتو به انجام ۵۰۰۰ سورتی پرواز از پایگاههای اروپایی در حمایت از تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران را نشانه این دانست که «اروپا بخشی از زیرساخت تجاوز بوده و تاکید کرد که دولتهایی که قلمرو خود را در اختیار آمریکا قرار دادند، نمیتوانند از مسئولیت خود شانه خالی کنند. این مشارکت، بیپاسخ نمیماند.»
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هم در این خصوص نوشت: «اتحادیه اروپا و اعضای ناتو باید در قبال نقش و مشارکت خود در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پاسخگو باشند؛ از جمله در قبال هرگونه حمایت سیاسی، نظامی، لجستیکی یا دیگر حمایتهایی که در کشتار و ویرانی ناشی از این جنگ نقش داشته است، و نیز در قبال پیامدهایی که همچنان ادامه دارد. شهروندان اروپایی حق دارند از دولتهای خود درباره تصمیمهایی که برای حمایت از این تجاوز یا مشارکت در آن اتخاذ کردند، پاسخ بخواهند».
در نخستین گام حقوقی، «غلامحسین درزی» سفیر و کاردار ایران نزد سازمان ملل متحد در نامهای به دبیر کل این سازمان و شورای امنیت، اظهارات خصمانه دبیرکل ناتو را مغایر حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل دانست. در این نامه، ایران مسئولیت بینالمللی دولتهای ذیربط و نیز مسئولیت کیفری فردی مقامات اروپایی دخیل در برنامهریزی، آمادهسازی، تسهیل یا اجرای اعمالی را که مصداق تجاوز و جنایات جنگی ارتکابی توسط ایالات متحده و رژیم اسرائیل در ایران هستند، یادآور شد. ایران همچنین در این نامه تاکید کرد که چنین رفتاری میتواند با تعهدات مقرر در منشور سازمان ملل متحد مغایرت داشته باشد. علاوه بر این، این اقدامات ممکن است در چارچوب مفهوم مشارکت در یا مساعدت به عمل تجاوزکارانه، موضوع قطعنامه ۳۳۱۴ (XXIX) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تحت عنوان «تعریف تجاوز»، قابل بررسی باشد.
[جنگ ایران و آزمون اروپا؛ وابستگی امنیتی چگونه استقلال سیاسی را محدود کرد؟]
چرا اروپا با ترامپ همراه شد؟
اعتراف، اذعان و سپس تاکید و تکرار بر نقشآفرینی در جنگی غیرقانونی علیه کشوری مستقل، از سوی ناتو که ۲۳ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا در حال حاضر عضو آن هستند؛ درحالی صورت میگیرد که کشورهای عضو این اتحادیه از زمان آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، مدعی هستند که در این جنگ، مشارکتی ندارند. بیگدلی درباره این رویکرد اتحادیه اروپا به ویژه انگلستان توضیح میدهد: «انگلستان در دوره استارمر نخستوزیر پیشین خود بهرغم فشارهای ترامپ، پایگاههای خود در دیگوگارسیا و فیرفورد را در اختیار آمریکا نگذاشت. این در حالی بود که نزدیکترین مسیر محسوب میشد و هزینه استفاده از ناوگان را هم بر آمریکا تحمیل نمیکرد».
گرچه بیمیلی اتحادیه اروپا برای مشارکت در تهاجم در سخنان مقامات این قاره مورد اشاره قرار میگرفت اما ریشه این بیمیلی نه در غیرقانونی بودن این تهاجم که در چالشهایی بود که کشورهای اروپایی با رئیسجمهور آمریکا داشتند. بیگدلی در تحلیل این موضوع معتقد است که «میزان دخالت اورپا در این جنگ خیلی مشخص و دقیق نیست و نمیتوان متر و معیاری برای آن در نظر گرفت اما اتحادیه اروپا روابط خوبی با ترامپ نداشته و ترامپ نیز رویکرد مثبتی نسبت به اتحادیه اروپا ندارد و با توجه به اختلافات و تعرفههایی که ترامپ علیه اروپا وضع کرده بود، آنها چندان تمایلی نداشتند در مسئله نظامی به او کمک کنند اما ترامپ به فشارهای خود به اتحادیه اروپا ادامه میدهد».
سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس در یک دهه گذشته نقشی مهم در پرونده هستهای ایران و توافق راهبردی برجام داشتند و اکنون در قیاس با شرایط آن زمان، بیتردید با افول جایگاه روبرو و در تقلای مقابله با این وضع هستند.
تایید مشارکت در حملات نظامی و اذعان به این موضوع که عملیات آمریکا بدون حضور ناتو امکانپذیر نبود؛ نشانه روشنی از تسلیم اروپا در برابر فشارهای آمریکاست، اما چرا؟ پاسخ این پرسش را میتوان در نقطه ضعفی دانست که جنگ روسیه و اوکراین بر این اتحادیه تحمیل کرده و نیازهای دفاعی و نظامی آنها را به شدت بالا برده است. به گونهای که تامین آن به تنهایی ممکن به نظر نمیرسد و از این رو، بخشی از تلاشها برای حضور در جنگ با ایران را برای تضمین حمایت نظامی و مالی آمریکا از این قاره قابل ارزیابی است.
خبرگزاری رویترز در تحلیلی به تاریخ ۱۷ سپتامبر درباره تاثیر جنگ اوکراین بر روابط اروپا و آمریکا مینویسد: جنگ اوکراین همچنین آسیبپذیری را آشکار کرده که مقامهای ناتو میگویند حل آن بسیار دشوارتر است؛دفاع هوایی و موشکی. حملات مداوم روسیه به شهرهای اوکراین، وابستگی اروپا به سامانههای پیشرفته ضدموشکی آمریکا، مانند پاتریوت، را برجسته کرده است. رویترز به نقل از ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده ارشد ناتو، آورده است: در مدل نیروهای ناتو، یک وابستگی متقابل ناسالم به نیروهای آمریکایی وجود داشته است.
پیش از جنگ اوکراین، شراکت راهبردی اروپا و آمریکا موضوعی غیرقابل انکار بود اما نمیتوانستیم آن را وابستگی تعریف کنیم، کما اینکه اروپا در پروندههای چون برجام، در مقابل زیادهخواهیهای ترامپ ایستاد. بیگدلی در توضیح کیفیت روابط اروپا، به ویژه فرانسه با ترامپ در دوران نخست ریاست جمهوریاش به رویدادی اشاره میکند و میگوید: «چند سال پیش، (۱۱ نوامبر ۲۰۱۸) در پاریس و مراسم صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول ، مکرون در سخنرانی خود گفت کسانی که به دنبال حمایت از احزاب راست افراطی در اروپا هستند، بار دیگر در اروپا آتش به پا خواهند کرد. جملهای که به طور غیرمستقیم به ترامپ و حمایت وی از این جریانها اشاره میکرد که با واکنش تند رئیسجمهور آمریکا هم همراه شد».
جنگ روسیه علیه اوکراین گرچه نقطه عطفی در دکترین سیاسی- امنیتی اتحادیه اروپا بود اما این تغییر تنها محدود به اثرات تحمیل شده این جنگ نیست، بلکه کشورهای قاره سبز برای بازگرداندن جایگاه از دست رفته خود در تحولات جهان به ویژه در پرونده ایران هم در تکاپو هستند. تروییکای اروپایی بیش از دو دهه در سطح بسیار بالایی درگیر پروندههای مرتبط با صلح جهانی بودند و از سوریه و لیبی تا ایران و عراق به عنوان بازیگری اثرگذار معرفی میشدند. سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس در یک دهه گذشته نقشی مهم در پرونده هستهای ایران و توافق راهبردی برجام داشتند و اکنون در قیاس با شرایط آن زمان، بیتردید با افول جایگاه روبرو هستند و در تقلای مقابله با آن.
اندیشکده چتمهاوس در ژوئن (خرداد) سال جاری در تحلیلی با اشاره به اینکه بحران داخلی اروپا به بحران سیاست خارجی آن تبدیل شده است، استدلال میکند که مشکل اروپا صرفاً فشار خارجی نیست. اروپا با مجموعهای از مشکلات داخلی چون کاهش اعتماد سیاسی، فرسایش انسجام اجتماعی، کاهش رشد و رفاه، فشار بر خدمات عمومی و رشد نیروهای پوپولیست مواجه است.
[جنگ ایران و آزمون اروپا؛ وابستگی امنیتی چگونه استقلال سیاسی را محدود کرد؟]
اروپا و تبعات بازی در زمین آمریکا
جنگ انتخابی رئیسجمهور آمریکا با همراهی رژیم اسرائیل، ناتو شمار دیگری از کشورهای تحت فرمان او، پس از هفت ماه، نتوانسته اهداف مورد نظر ترامپ را محقق کند. همزمان شاهد فشارهای اقتصادی و سیاسی هستیم که در قالب تحریمهای اقتصادی و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و افزایش فشار بر ایران از طریق شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با همراهی مستقیم کشورهای اروپایی صورت میگیرد و در حقیقت روی دیگر همان کارزار نظامی است.
چنین رویکردی اما چه تاثیری بر ایران و روابط اروپا با تهران خواهد داشت؟ پرسشی که بیگدلی در پاسخ به آن معتقد است: «با کشورهای عضو ناتو نباید شیوه انتقامجویانه در پیش گرفت، چون کشورهایی مثل ترکیه هم عضو این نهاد نظامی هستند نمیتوان رویکرد نظامی با آنها را در پیش گرفت. اما در رابطه با خود کشورهای اتحادیه اروپا واقعیت آن است که ما روابط اقتصادی و سیاسی گسترده و مطلوبی با این کشورها در حال حاضر نداریم و حتی برخی از آنها اعضای کادر سیاسی و دیپلماتیک خود را از سفارتهای خود خارج کرده بودند. شماری هم نام سپاه پاسداران در فهرست تروریستی خود قرار دادند که مورد اعتراض ایران هم قرار گرفت. با این همه من معتقدم که باید از اختلاف میان ترامپ با این کشورها به نفع خود استفاده کنیم و اروپا را از دست ندهیم».
میدان جنگی که اروپا اصرار به حضور در آن دارد؛ از پیروزی خاصی برای ترامپ خبر نمیدهد و از این روست که ایستادن در کنار آمریکایی که پس از هفت ماه همچنان با بحران انسداد در تنگه هرمز و بینتیجه بودن ۴۰ شبانهروز بمباران ایران روبروست، نمیتواند برای بحرانی که اروپا درگیر آن است،راهحل قابل اتکایی باشد. بروکسل و ناتو در این قمار روی اسب برنده شرط نبستهاند.
آنچه از این تحولات و اعتراف مقامات اروپایی به همراهی با آمریکا و رژیم اسرائیل در جنگ علیه ایران به چشم میآید، فراتر از مسئله ورود یا عدم ورود اروپا به این جنگ است. این تحولات بار دیگر شکاف میان تلاش اروپا برای ایفای نقشی مستقلتر در نظام بینالملل و وابستگی آن به آمریکا در حوزه امنیت و دفاع را آشکار کرده است؛ وابستگی که توان اروپا برای اتخاذ تصمیمی مستقل در برابر خواستههای واشنگتن، از جمله خواستههای دونالد ترامپ، را محدود میکند.
از سوی دیگر، اذعان به مشارکت در جنگ میتواند برای کشورهای اروپایی و ناتو تبعات حقوقی و سیاسی به همراه داشته باشد و در عین حال، این پرسش را مطرح میکند که تهران این همراهی را چگونه پاسخ خواهد داد. کاظم غریبآبادی نیز با تأکید بر اینکه این همراهی «بیپاسخ نخواهد ماند»، عملاً نسبت به پیامدهای آن برای طرفهای اروپایی هشدار داده است.
Save