همایش موسوم به «نهضت مشروطه، قانون و آزادی» قرار است ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ در تبریز برگزار شود؛ اما در حالی که تنها از مدعوین منتخب برای حضور در این رویداد دعوت شده است، بسیاری از علاقهمندان، اندیشمندان و صاحبنظران حوزههای تاریخ، سیاست، فرهنگ، رسانه، جامعه نخبگانی و حتی افکار عمومی، از جزئیات و چگونگی برگزاری آن بیاطلاع هستند.
هرچند پاسداشت سالروز صدور فرمان مشروطیت در تبریز، دستکم در یک دهه اخیر، بیش از آنکه بخواهد و بتواند به تبیین و تحلیل ریشهها، پیامها، پیامدها و ناگفتههای این انقلاب بزرگ ملی و مذهبی بپردازد، در دام «همایشبازی»های ویترینی و تکراریِ فاقد اثربخشی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در روزگار کنونی گرفتار شده است، با این حال، «محروسهسازی مشروطه» در حصار سلایق، پسندها و ملاحظات گعدهای، شخصی، سیاسی و طیفی نیز نباید به رویهای عادی و بدعتی تازه تبدیل شود.
با استناد به شواهد، نتایج و نشانههای بر جای مانده از «همایشبازی»های یک دهه گذشته ذیل عنوان پرطمطراق «انقلاب مشروطه» در تبریز و نیز با توجه به دستِ خالی بازیگران و میدانداران عمدتاً ثابت و تکراری این رویدادها، چنین به نظر میرسد که همایش امسال نیز از همان الگوی پیشین پیروی کند؛ الگویی که خروجی آن، بیش از تولید اندیشه، گفتوگو و دستاوردهای علمی و فرهنگی، صرفاً تکمیل کارنامه عملکرد مدیران سیاسی، برخی تشکلهای شبهسیاسی و حلقههای نزدیک به آنان است.
محرمانگی یا غفلت در اطلاعرسانی؟
فارغ از هرگونه تحلیل ژورنالیستی و حتی کارکردمحور، همایش برنامهریزیشده امسال با عنوان پرطمطراق «نهضت مشروطه، قانون و آزادی» که در آن واژه «انقلاب» از صدر عنوان و نیز شاخص «دینی بودن» انقلاب مشروطه از مانیفست آن حذف شده، تاکنون جزء انتشار یکی دو خبر کلی درباره برگزاری، در سکوت کامل خبری و با محرمانگی مطلق از سوی برگزارکنندگان پیش رفته است؛ بهگونهای که هیچگونه اطلاعرسانی درباره محورها، جزئیات، میهمانان، سخنرانان، زمان و مکان برگزاری آن به افکار عمومی، رسانهها، اهالی فرهنگ و هنر و جامعه نخبگانی بهعنوان مخاطبان اصلی این رویداد صورت نگرفته است.
این وضعیت در حالی است که تا واپسین ساعات ۱۳ مردادماه و در آستانه ۱۴ مرداد، روز تقویمی مشروطه و موعد برگزاری این همایش، همچنان کوچکترین شفافسازی یا اطلاعرسانی رسمی در این خصوص انجام نشده است.
این رویه، جدا از آنکه یادآور شیوه برگزاری «دورهمیگونه» کنگره بزرگداشت استاد شهریار در شهریورماه سال گذشته با حداقل اطلاعرسانی و در سکوت خبری است، ابهامات و شائبههای متعددی را درباره ماهیت «گعدهای» و طیفی بودن همایش مشروطه امسال ایجاد کرده است.
چنین رویکردی که بیش از آنکه در خدمت صیانت از چارچوبهای بهاصطلاح علمی و فاخر این رویداد باشد، در عمل به تشدید فاصله و شکاف میان برگزارکنندگان محدود آن با افکار عمومی، رسانهها و جامعه نخبگانی استان منجر شده، در تعارض مستقیم با اصول بدیهی شفافیت و صداقت قرار دارد.
"دورهمی احباب" یا سهم بری طیفی؟
تفویض، یا به تعبیر سادهتر، واگذاری صفر تا صد برگزاری همایش «نهضت مشروطه، قانون و آزادی» به تشکل موسوم به «خانه توسعه آذربایجان»، از جمله ابهاماتی است که تاکنون پاسخی روشن برای آن ارائه نشده است. این تشکل در همه سالهای گذشته، عمدتاً فعالیتی غیرعلنی و محدود به حلقه اعضا و گردانندگان خود داشته و بخش عمده کنشها و رویدادهای آن نیز در همان فضای درونگروهی شکل گرفته است.
این در حالی است که «خانه توسعه آذربایجان» بنا بر نام، مأموریت و مانیفست مندرج در اساسنامه خود، با هدف ایفای نقش در فرایند توسعه آذربایجان تأسیس شده است؛ اما بسیاری از منتقدان معتقدند طی سالهای فعالیت این تشکل، نشانه ملموس و قابل اعتنایی از اثرگذاری آن بر روندهای توسعهای استان مشاهده نشده و کارکرد آن بیش از آنکه توسعهمحور باشد، رنگ و بوی یک تشکل شبهسیاسی به خود گرفته است.
در همین حال، بسیاری از صاحبنظران و نخبگان تبریز و آذربایجان بر این باورند که سپردن راهبری و اجرای همایش امسال پاسداشت مشروطه به «خانه توسعه آذربایجان»، افزون بر تقویت شائبه سهمدهی سیاسی از سوی برخی کارگزاران دولتی به حلقههای نزدیک به خود، عملاً زمینه مشارکت، همکاری و نقشآفرینی سایر طیفهای نخبگانی، پژوهشگران، اندیشمندان و صاحبان ایدههای نو و خلاق را در برگزاری رویدادی درخور شأن مشروطه محدود کرده است. از نگاه این منتقدان، نتیجه چنین رویکردی آن است که همایشی با ظرفیت ملی و تاریخی، به جای آنکه به عرصهای برای تضارب آرا و گفتوگوی علمی و فراگیر تبدیل شود، بیش از هر چیز به دورهمی «احباب سیاسی» شباهت پیدا کرده است.
«مشروطه همچنان شکست میخورد»؛ این گزاره، به باور نگارنده، توصیفی از سرنوشت تلخ و نافرجام انقلاب مشروطه در تبریز و ایران است
سرنوشتی که بهواسطه فاصله گرفتن از مسیر و آرمانهای اولیه، نهتنها به فرجامی کامیاب نرسید، بلکه نتوانست تحول بنیادینی در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کند. در نهایت نیز حکومت مشروطه در عمل عرصه را برای بازگشت و قدرتگیری جریانهای هوادار استبداد فراهم ساخت، از اینرو با وجود وقوع انقلاب در ماهیت حکومت و بسیاری از عناصر و مناسبات شکلدهنده قدرت در ایران، دگرگونی اساسی پدید نیامد.
اکنون و پس از گذشت ۱۲۰ سال، با وجود برگزاری دهها همایش، نشست، آیین و برنامه با هدف پاسداشت مشروطه، واکاوی زوایای آشکار و پنهان آن، آسیبشناسی علل کامیابیها و ناکامیها و رمزگشایی از چرایی شکست این جنبش تاریخی، همچنان نشانهای روشن از بهرهگیری مؤثر از این تجربه تاریخی در مسیر رشد، توسعه سیاسی و نهادینهسازی فرهنگ قانونگرایی در ایرانِ پسامشروطه دیده نمیشود. گویی مشروطه بیش از آنکه به یک تجربه زنده برای آموختن و اصلاح تبدیل شود، به موضوعی برای تکرار روایتها و برگزاری آیینهای سالانه بدل شده است.
آنچه در دهههای اخیر ذیل عنوان «پاسداشت مشروطه» رخ داده، بیش از آنکه به تبیین پیامها، دستاوردها و درسهای این انقلاب تاریخی بینجامد، گرفتار غفلتهای نظری، انحرافهای تحلیلی و رویکردهای مناسکی و تشریفاتی شده است.
حاصل این روند، برگزاری سلسلهای از همایشها بوده که عمدتاً در چرخهای تکراری و کماثر گرفتار ماندهاند؛ رویدادهایی که بیش از آنکه به بازخوانی انتقادی گذشته و ترسیم افقی روشن برای آینده کمک کنند،تنها تقویم مناسبتها را پر کردهاند. شاید از همین منظر بتوان گفت که «مشروطه» نه فقط در تاریخ، بلکه در شیوه مواجهه امروز ما با آن نیز، همچنان در معرض شکست و فراموشیِ تدریجی قرار دارد.
مشروطه محروسه...!
همایش امسال نیز با وجود همه تلاشهای سیاسی و شبهسیاسی «گعده غیبی» این روزهای استان، مصداقی روشن از «مشروطه محروسه» در اتمسفر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آذربایجان امروز است؛ مشروطهای که متولیان آن، به هر دلیل، نه عزمی جدی برای واکاوی ابعاد مغفول و ناگفتهاش از خود نشان دادهاند، نه به مشارکت فراگیر نخبگان، اندیشمندان و صاحبان اندیشه در طراحی و برگزاری آن تن دادهاند و نه شفافیت و اطلاعرسانی را بهعنوان یک اصل پذیرفتهاند.
همین رویکرد، این پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد که این همایش، اساساً برای پاسخ به کدام مسئله سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا حتی حکمرانی برگزار میشود؟ چرا برگزارکنندگان آن، تا واپسین ساعات پیش از آغاز برنامه، حاضر به ارائه توضیح، اطلاعرسانی، پاسخگویی و شفافسازی درباره اهداف، سازوکار و محتوای این رویداد نشدند؟
این پرسش، زمانی پررنگتر میشود که برگزارکنندگان، خود مدعیاند قرار است از «قانون» و «آزادی» سخن بگویند و حکمرانی مبتنی بر این دو مفهوم بنیادین را تبیین کنند؛ مفاهیمی که تحقق آنها، پیش از هر چیز، مستلزم شفافیت، پاسخگویی، مشارکتپذیری و پذیرش تکثر دیدگاههاست.
از همین منظر، تناقض میان شعار و شیوه برگزاری، بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند؛ چراکه اگر قرار باشد همایشی با نام «قانون و آزادی» در فضایی محدود، غیرشفاف و انحصاری برگزار شود، این پرسش ناگزیر شکل میگیرد که چگونه میتوان با چنین رویکردی به مصاف استبداد رفت؟ استبدادی که یکی از نخستین نشانههای آن، «تکصدایی»، حذف صداهای متفاوت و گریز از پاسخگویی است.